حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
406
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
سئوال بشود كه ، اين اشخاص در قوىئيل « 56 » و يونيت ئيل « 57 » چقدر مواجب و مقررى داشتند و در چه سالى قطع شده است و در حق كى برقرار شده است . از دفتر مستوفيان هم عليحده تحقيق بشود ، اگرچه جرأت اظهار ندارند . من اول خبر نشدم كه صاحبان مواجب را مدعى اسم بردهاند ، و الا ملتفت بودم كه حمايت خواهد شد و حق اينها تضييع مىشود . بالجمله حالا صورت مقطوعى در برقرارى را در دو فرد جداگانه نوشته فرستادم ، درست ملاحظه بكن . اگرچه مأيوس از انصراف جناب جلالتمآب وزير دفتر هستم ، ولى يك سئوالى هم در باب اين مقطوعىها بشود ، عيب ندارد . ببينيم انصاف و رحم ايشان در جواب چه اقتضا مىكند . اگرچه آقا طاهر از بسكه حرامزاده است ، دور نيست در فرمان خودش نگذاشته باشد محل مشخص كنند ، ولى به وعده گله اين نشود كه در آن فرمان نزد سراج الملك تشخيص محل را هم داده باشند كه شاهد اين قول نشود . عجب اوضاعى است . جزء جمع عربستان سالبهسال از حكومت مرحوم حشمت الدوله نزد من حاضر است ، الى حال دينارى به اسم تفاوت عمل تخاقوىئيل قبولى حضرت و الا خرج نشده است . مىترسم رفته رفته گوش ما را هم پر كنند و در كتابچهء سال نو دو هزار تومان را جمع نمايند . اگرچه سال نو دخلى به من ندارد ، ولى چون من بانى و باعث بودهام ، نفرين ابدى براى من باقى مىماند . مىبينيد كه پارسال صد و پنجاه تومان اشتباه ميزان را محل مواجب و مقررى كردند ، معلوم نشد كى اين كار را كرد و كسانى كه بردند كيستند . دويست و پنجاه تومان موضوعى جعلى ساختند . وقتى كه من پاپى شدم ، سال اول برگشت كرد . سال بارسئيل كه هذه السنه باشد جزء جمع كردند . خداوند به فرياد مردم برسد . اين يك ولايت را ما خبر داريم ، اين محشر برپاست ؛ ساير ولايات را هم بايد از اين قرار قياس كرد . مردم چون مىدانند در تهران فريادرسى نيست و كارى پيشرفت نمىكند ، مأيوس هستند ؛ و الا صاحبان اين مواجب خودشان آسوده نمىنشستند و بختيارىها و سادات نيزهبازى كه به تهران مىآيند و وضع كار را به اين مردم مىنويسند و مىگويند ، بهتر از من و شما اطلاع حاصل كردهاند . در باب سوار قرهسوران كه از جانب آقاى آقا ميرزا زكى برات صحه حاصل كرده بودند ، من حرفى در ميزان و نقد و جنس آنها نداشتم كه چرا ساليانه است يا شش ماهه . حرف در اين دارم كه در جمع دستورالعمل و مفاصاهاى سابق تعيين سوار فيلى و بختيارى شده است از 30 سال قبل الى حال ، و در دستورالعمل هذه السنه مبهم و مجهول نوشتهاند . اين اسباب زحمت و اختلاف و ايراد مىشود . به علاوه همين دستورالعمل به منزلهء حكم معزولى اين سوارها است . به آقاى آقا ميرزا زكى آنقدر بايد حالى كرده باشى كه اين سوار فيلى و بختيارى بهجز اسم و رسم ، از 30 سال قبل قراسوران ولايتى بودند . حتى مواجب آنها را هم خود آقا ميرزا زكى برده است و مىبرد . اگر ديوان دو هزار سوار عوض اينها بفرستد ، فايده ندارد . حالا پلتيك و معالجهء اينكار آن است كه تعليقهاى به اين مضمون صادر كنند كه ، مواجب ذخيرهء سوار قرهسوران
--> ( 56 ) - مقصود سال 1262 شمسى برابر 1301 - 1300 قمرى است . ( 57 ) - مقصود سال 1261 شمسى برابر 1300 - 1299 قمرى است .